۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه

لقمان را گفتند: انقلاب از که آموختي گفت از انقلاب اسلامي !

بالاخره مردم و جوانان مصري مزد بيش از 15 روز ممارست و تلاش خود را براي آزادي گرفتند و امروز حسني مبارک همتاي سيد علي خامنه اي در مصر از قدرت برکنار شد.
از نکات جالب در مورد موضع گيري حکومت استبدادي ايران در مورد انقلاب مصر اين نکته است که حکومت خونخوار نظامي ايران به ظاهر از وقوع انقلاب در مصر حمايت کرده و آنرا امتداد طوفان 32 سال پيش انقلاب اسلامي خود ميداند ادعاي واهي اي که در همان روز اعلام توسط خامنه اي ديکتاتور توسط احزاب اسلامگراي مصر رد شد.
قضيه اين صدور انقلاب به کشورهاي ديگر هم براي خود ژانر کمدي - الهي است که حکومت سالهاست بر طبل توخالي اش مي زند اما غافل از اينکه اين طوفان آزاديخواهي و ضد استبدادي است که دارد دودمان حکومت هاي ديکتاتوري را يکي يکي بر ميچيند و به زودي اين طوفان که پارسال بعد از انتصابات ايران شروع شد دوباره قصد وطن دارد، در 25 بهمن جوانان و تمام مردم ايران زمين دست در دست هم براي آزادي به خيابان خواهند آمد تا سرود شادي و اميد ايران را باز يکنوا سر دهند.
25 بهمن روز نزديکي دلهاي مردمان و روز اعلام خشم به ديکتاتور خيره سر ايران است که سر در برف ولايت مطلقه خويش دارد و کفتاران خود را براي اثبات ولايت کثيفش بر مردم چيره ساخته.
اي ديکتاتور! همه عالم و آدم از تجربه انقلاب اسلامي درس گرفته اند و حاضر به تکرار خطاي نسل پيشين ايران در کشور خود نيستند ، اکنون زمان آزاديخواهي و رسيدن به دموکراسي است و بدان که دوران چپاول و زورگويي تان تمام شده است و به زودي جوابگوي کهريزک ها و خاوران هاي خود خواهيد بود.

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

25 بهمن روز نزدیکی دلهاست... دلهای سبزمان را بار دیگر از عشق به آزادی لبریز میکنیم.


میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامه‌ای خطاب به مصطفی محمدنجار، وزیر کشور، اعلام کردند که قصد دارند برای همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه، به ویژه قیام آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در این دو کشور، مردم را به راهپیمایی دعوت کنند.
به گزارش کلمه، زمان این راهپیمایی مردمی، روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر و مسیر آن، از میدان امام حسین تا میدان آزادی اعلام شده است.
متن کامل نامه موسوی و کروبی بدین شرح است:
جناب آقای نجار
وزیر محترم کشور
سلام علیکم
بدینوسیله به اطلاع می رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه بویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر بر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل بیست و هفت قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم.
مهدی کروبی، میرحسین موسوی

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

زهرا چشمات انتظار باران را میکشید؟

دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی شه
تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمی شه.
دنیا زندون شده : نه عشق ، نه امید ، نه شور ،
برهوتی شده دنیا ، که تا چش کار می کنه مرده س و گور.

نه امیدی - چه امیدی ؟ به خدا حیف امید !
نه چراغی - چه چراغی؟ چیز خوبی می شه دید؟
نه سلامی - چه سلامی؟ همه خون تشنه ی هم !
نه  نشاطی - چه نشاطی ؟ مگه  راهش می ده غم؟ 


دیگه ده مثل قدیم  نیس که از آب در می گرفت

باغاش انگار باهارا از شکوفه گر می گرفت :
آب به چشمه ! حالا رعیت واسه آب خون می کنه
واسه چار چیکه ی آب ، چل تا رو بی جون می کنه
نعشا می گندن  و می پوسن و شالی می سوزه
پای دار ، قاتل بیچاره همونجور تو هوا چش می دوزه
- «چی می جوره تو هوا ؟
 رفته تو فکر خدا ؟...»

«نه برادر ! تو نخ ابره که بارون بزنه
شالی از خشکی در آد ، پوک نشادون بزنه :
اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه ! »

۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

چرا بعد از 32 سال خفقان باز سکوت کردیم؟



یکسال از خروش مردم گذشت، از خروش بی صدای مردم، مردمی که سالهاست صدایشان در این حکومت سانسور شده، سالهاست صدای ناله مادران داغ دیده و پدران کمر شکسته به گوش دیگر مردمان این سرزمین نمی رسد و مردم را دچار نخوت بی اعتنایی به درد کرده، کو این ته صداهایی که می آید از روی سرخوشی نالنده است و هیچگاه نصیب حال ما نمیشود و چه خیال شیرینی.
از سانسور و خفقان و سرکوب حکومت ظلم شوریدیم تا آزادی را فریاد کنیم اما شگفتا که آزادی را با سکوت فریاد کردیم حتی وقتی که حکومت تیغه سانسور را از گردنمان برداشته بود خود گردن به تیغ سانسوری خود ساخته دادیم و به آن بالیدیم و افسوس که ندانستیم که این حکومت است که بر خود میبالد که چنان بچه خود را تربیت کرده که خبر مرگ خود را هم در گور سکوت خود دفن میکند.
چه شد؟ چه کردیم؟ چه کردند که برای آزادی بیان اعتراض که نه سکوت کردیم؟ مگر اعتراضمان به خفقان نبود چطور خود به دست خود اعتراضمان را خفه کردیم؟
اگر قرار به سکوت بود چه نیازی به این همه ستاره درخشان بود که برای طلب آزادی به خاک و خون کشیده شدند؟
قرار به سکوت بود و عدم خشونت ، اما دفاع از جان چه؟ چطور بره ای میتواند در برابر کشتار و شکنجه و تجاوز گرگ سکوت کند و پیروز شود؟
گرگ چه کار باید بکند تا بره ها یکنوا بر سر گرگ چون شیری غرش کنند و تسلط پوشالی گرگ را به چالش بکشند؟
آری، سانسور و خفقان به حدی در اندیشه های ما رسوخ کرده که حتی در نبود گرگ درنده نیز خود افساری بر گردن و سانسوری بر لب میزنیم.
اشتیاق پرواز بیهوده بود، نه پری در کار بود نه آسمانی - و با خود گفتم آیا با لبهای بسته روزی خواهیم خندید؟

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

چشمهایت وجدان ما را به چالش کشید


نگاه تو بود که همچون خورشیدی آسمان تیره ایران را شکافت 


ندای ایران 28 سالگی ات مبارک
به امید طلوع خورشید آزادی که میدانم در آن روز دوباره کنارمان خواهی آمد

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

اسلام دین استثنائات

یک اصطلاحی در طراحی سیستم است که میگه برای از بین رفتن یک سیستم کافیه یه استثنا واردش کنی همین استثنا باعث میشه استثنائات بیشتری وارد بشه و نظم سیستم به کلی بهم بخوره و در نهایت باعث ناکارآمدی و بی فایده شدن آن سیستم شود.

دین اسلام هم دارای استثنائات زیادی هست که باعث میشه احکام اولیه و قابل اعتنا از نظر اخلاقی آن ناکارآمد و بلا استفاده شوند و حتی بر خلاف روح آن احکام کاربرد پیدا کنند، در زیر چند نمونه از این استثنائات و اما و اگرها را می نویسم ، باقی این استثنائات را هم به خوانندگان محترم می سپارم:

 - دروغ گناه است اما دروغ مصلحتی جایز است.
- ریا گناه است اما تقیه مجاز است.
- دزدی حرام است اما سرقت اموال کافران مجاز است.
- زنا حرام است اما زنا با زن کافره مباح است.
- لواط حرام است اما در مورد اسرای اسلام حلال است.
- کشتن حرام است مگر کشتن کافران.
- شکنجه حرام است مگر در مورد اسرای اسلام.
-ربا و نزول حرام است اما در بانکهای اسلامی حلال است.
- غارت اموال حرام است اما در مورد کافران مشکلی ندارد.
- ناموس دزدی گناه است اما بازهم در مورد کافران مشکلی ندارد.
- ازدواج و نزدیکی با زن همسر دار حرام است مگر اینکه کافر باشد.

اگر میبینید که در حوادث اخیر به معترضان انگ محارب و کافر میدهند برای توجیه شرعی خیلی از شکنجه ها و تجاوزها است.
در واقع گستره کافران به اندازه تمام آدمیان غیر همفکر با یک حکومت اسلامی یا حتی یک شخص مسلمان افراطی است.
سخن آخر اینکه این اما و اگرها و استثنائات در اسلام است که این دین را در دنیای جدید با چالش مخالف حقوق بشر بودن مواجه کرده دینی که ادعای سعادت انسان را دارد ولی اکنون تنها کارکردش دشمنی با انسانیت است.

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

تونس 89 و ایران 88

در این مقاله می خوام به زبان ساده و مختصر شباهت ها و تفاوت های قیام مردم تونس و قیام مردم ایران در سال 88 رو بگم و ببینیم چرا قیام مردم تونس به سرانجام رسید و قیام مردم ایران هنوز موفق نشده:
شباهت ها:
  1. شورش مردم علیه دیکتاتوری
  2. سرکوب تظاهرات مردمی توسط حکومت
  3. جرقه اصلی بر سر ریاست جمهوری و خودسوزی مردم
تفاوت ها:
  1. مردم تونس چند ماه بطور مداوم بر سر هدف براندازی رییس جمهور دیکتاتور با هم متحد شدند در صورتیکه مردم ایران بعد از یکماه دچار چند دستگی شدند به خاطر شعار ها و اهداف متفاوت گروههای اپوزیسیون حکومت.
  2. حکومت ایران مسلح به پول سرشار نفت است و مجموعه سپاه و بسیج و پلیس برای جلوگیری از براندازی حکومت سالهاست آموزش میبینند و تجهیز میشوند و به راحتی می توانند با متمرکز کردن نیروها در پایتخت جلوی شورش را بگیرند.
  3. قیام مردم ایران فقط در پایتخت و فقط توسط بخشی از مردم انجام شد و حکومت توانست با رودر رو قرار دادن مردم بر علیه مردم هزینه های خود را کاهش و هزینه مردم را افزایش دهد.
  4. مردم ایران در طی حوادث بعد از انتخابات بارها شعار ها و اهداف خود را عوض کردند، بارها دچار خود سانسوری شدند، بخش عمده ای از معترضان بر راهپیمایی سکوت و مبارزه مسالمت آمیز به جهت کم شدن هزینه ها تاکید داشتند در صورتیکه باز هم هزینه بسیاری دادند ولی مردم تونس به طور قاطع علیه اعمال دیکتاتوری شخص  رییس جمهور ایستادند و اجازه ندادند یک فرد برایشان تصمیم بگیرد.
  5. به خاطر سیاست اعمال ترس و محیط امنیتی و جنگ روانی مردم ایران به یکدیگر اعتماد ندارند و در حوادث بعد از انتخابات هم حکومت توانست با استفاده از ستون پنجم و لباس شخصیها این عدم اعتماد را به حد اعلای خود برساند.
  6. جامعه ایرانی به قدری در این چند سال اخبار اعدام و خودسوزی و کشتن و تجاوز شنیده اند به کرختی ای رسیدند که تنها خبر مرگ خودشان آنها را مجبور به  واکنش می کند که آنوقت هم خیلی دیر است ولی مردم تونس با یک خبر خودسوزی قیام کردند.
  7. مردم ایران به رهبران و اتاق فکر حکومت هنوز بیشتر اعتماد دارند تا به رهبران خود.
  8. رهبران جنبش مردم ایران خواهان براندازی حکومت نبودند.
  9. هدف جنبش سبز رسیدن به دموکراسی بود ولی هدف قیام تونس براندازی دیکتاتور.
  10. و در آخر اینکه جامعه ایرانی مرد حرف زدن و مردم تونس مرد عمل بودند.
البته قابل ذکر است که قیام مردم تونس متشکل از همه مردم بود از همه اقشار ولی در ایران فقط قشر متوسط شهر نشین اعتراض و شورش کردند که با سرکوب های مداوم، تندروی های بدون فکر، اتاق فکر تهی مغز اپوزیسیون، چند دستگی مخالفان حکومت، سرعت گیر بودن رهبران ، خودسانسوری مزمن، ترس نهادینه شده، رویکرد صرفا مجازی، ستون پنجم و لباس شخصی های مخوف حکومتی نتوانست در فاصله بین خرداد تا بهمن 88 موفق به براندازی حکومت شود.
حلقه مفقوده در قیام مردم نبود اقشار ضعیف تر در سمت مردم و بالعکس در سمت حکومت است. اقشاری که تا زمانیکه آگاه نشوند همچنان به عنوان نیروهای بدون هزینه حاضر به سرکوب هموطنان خودشان هستند.
در آخر اینکه جمهوری اسلامی با شعار حمایت از مستضعفان آمد و با قیام آنها هم براندازی خواهد شد و شاید دلیل خاموش شدن اعتراضات خیابانی قشر متوسط آگاه سازی و زمینه سازی برای قیام همه اقشار باشد هر چند حکومت نشان داده که قمار باز خوبی است.