۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

شیخ نیک الله و بزم آبگوشت

نقل است شیخ نیک الله با جمع مریدان خود در بزمی نشسته بودی و آبگوشتی صرف کردندی که ناگاه مریدی فریاد برآورد: شیخا! سبب این همه کوبیدن میر حسین چه باشدندی؟

شیخ خنده ای درداد و فرمود: این کار را سه علت باشد.
یکم: میر حسین طرفدار آزادی بیان بودندی و چوب تو آستینمان نکردندی بمانند مقام عظمی.
دویم: مردم نامزدی شورای شهر را فراموش کردندی و من هم که آلزایمر داشتمی.
سیم: آبگوشت.

شیخ این بگفت و پیازی را با مشت له کرد. یاران بر جای ماندند و ناله‌ها زدند و نعره‌ها برآوردند و مویه همی کردند از عظمتی که در آن سخن نهفته بود و غفلتی که همه عمر زندگی ایشان را زیر یوغ خود درآورده بود...

----
پ.ن: هر گونه شباهت شیخ نیک الله با نیک آهنگ کوثر رد نمی شود!
در قسمت های بعدی داستانهای دیگری از شیخ نیک الله نقل می شود.

بازپخش ها:
خودنویس
بالاترین
دنباله

راز استعفای سال 67 میر حسین

به راستی راز استعفای مهندس موسوی چیست؟
به راستی چرا حزب الهی ها و نیک الهی ها شبانه روز دارن میر حسین رو میکوبن؟

اینجا فرض قریب به یقین را مطرح میکنم.

دلیل اصلی استعفا سید علی خامنه ایست. حزب الهی ها میخواهند تا میر حسین بگوید و بتوانند به ایشان تعرض کنند و نیک الهی ها میخواهند میر حسین بگوید و چند تا کاریکاتور جدید بزنن و با نوچه های خودشان نعره ها بزنند.

۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

پیروزی ارتش سایبری نزدیک است

زمانی بالاترین مرجع مبارزان و اقشار مردم برای دستیابی به اطلاعات و روحیه گرفتن برای مبارزه بود و الان محفلی برای عقده گشایی تجزیه طلبان وطن فروش و بی دین نماهای مزدور نظام شده و انرژی ما هم صرف حمایت یا جر و بحث با اونها میشه غافل از اینکه این مزدوران حکومتی به هیچ صراطی مستقیم نیستند و هدفشان دوری دلهای مبارزان مذهبی و مبارزان سکولار است.

به راستی که این حکومت در هر زمینه ای ناموفق باشد در موج سواری بر حماقت ما مردم استاد خبره ای است.

داستان این (مزدوران ارتش سایبری) مانند متن پایین است:

گاهی دلم برای صداقت گرگ ها تنگ میشود...

اما برای حماقت بره ها هرگز...

تکلیفت با گرگها معلوم است.درنده اند و خشن و بی عطوفت...

اما حماقت بره ها همیشه در تردید عکس العمل نگه ات میدارد...

اما گرگ مفلوکی که در لباس بره پنهان میشود چه؟؟؟

تفنگ را بردار و مستقیم در مغز بی خاصیتش بچکان...

چون نه لایق گرگ بودن است و نه در شان بره ها...


----
پ.ن: منظورم از بی دین نماهای مزدور نظام دقیقا بسیجیهای ارتش سایبری است و نه هموطنان دگر اندیش یا بی دین یا سکولار. اتفاقا این مزدوران مسلمان و شیعه هستند برای همین اینقدر دقیق لینکهای تفرقه انگیز پست میکنند با استناد به آیات قرآن!

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

مثبت عقیدتی و منفی غیر قانونی

امروز یکبار دیگه کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر در بالاترین بحث های مختلفی را ایجاد کرد عده ای از این کاریکاتور جدید که مهندس موسوی متهم به دلالی اطلاعات میکرد و رای مثبت خود دفاع کرده و عده ای هم این کاریکاتور را نوعی عقده گشایی یا در تحلیل هایی میانه رو تر ناشی از عدم اطلاع نیک آهنگ از بحث منفعت ، هزینه و به نظر من ناشی از عدم آشنایی نیک اهنگ از دنیای سیاست میدانم ، همانطور که خود او نیز قبلا اذعان کرده است.
اما از روزی که در بالاترین عضو شدم همیشه یک قانون در بالاترین بوده که عامل بحث های سرکوبی زیادی ازدو طرف شده که طرف مقابل را به عدم تحمل انتقاد یا قانون شکنی متهم می کنند.
این قانون این است:
اگر مطلبی را دوست دارید، به آن رأی مثبت بدهید. اگر باور دارید مطلبی قوانین بالاترین را نقض می‌کند یا شامل دیگر گزینه‌های رأی منفی است به آن رأی منفی بدهید. در غیر این صورت، آرام و آهسته از کنار لینک رد شوید و اجازه دهید بقیه تصمیم بگیرند.
این قانون در بالاترین یعنی مثبت دادن به یک لینک یعنی تایید آن مطلب از بعد نظر شخصی یعنی مثبت دهنده آن مطلب را تایید می کند . حال تکلیف کسانی که آن مطلب را توهین ، اهانت یا هر چیزی مخالف نظر شخصیشان میدانند چیست؟
در این قانون مثبت دادن اعمال عقیده شخصی در مورد متن مطلب است اما منفی دادن فقط در صورت تخلف از قوانین مربوط به لینک گذاشتن است و به نظر من این شرایط اصلا به هم نمی خورد و تا زمانی که این قانون در بالاترین به قوت خود باقیست این حرف و حدیث منفی دادن عیر قانونی عقیدتی هم به قوت خود باقیست.
این قانون میتوانست این باشد:
اگر مطلبی قوانین بالاترین را رعایت کرده بود به ان رای مثبت دهید. اگر باور دارید مطلبی قوانین بالاترین را نقض می‌کند یا شامل دیگر گزینه‌های رأی منفی است به آن رأی منفی بدهید. در غیر این صورت، آرام و آهسته از کنار لینک رد شوید و اجازه دهید بقیه تصمیم بگیرند.

البته تفسیر دوستان موافق مطلب از منفی ها چون مخالفت با نظر آنهاست پس غیر قانونی است در صورتیکه مثلا مورد "توهین آمیز" در آپشنهای منفی بالاترین مطلقا نمی تواند در مورد لینک باشد و منظور مطلب است پس منفی توهین آمیز هر چند عقیدتی است اما غیر قانونی نیست.


۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

کاپیتولاسیون جمهوری اسلامی - کاش من هم آمریکایی بودم

آغای جمهوری اسلامی غزه! تعریفت از کاپیتولاسیون چیه؟
چرا جوانان بیگناه این سرزمین باید هر روز تحقیر شوند چرا دختران ایران را به جرم لاک ناخن به خاک و خون می کشید؟
چرا به جرم موهوم سیاسی و به جرم فکر کردن ، هر چه لایق خود  و خانواده نداشته تان است به جوانان می گویید؟
چرا به زندانی ایرانی تجاوز می کنید ، شکنجه می کنید ، فحش های ناموسی می دهید؟ ناموسش را جلوی چشمانش هتک حرمت می کنید؟ چرا اسیران ایرانیتان را لخت مادر زاد می کنید؟
منظورتان از رافت اسلامی چیست؟ چرا همش شامل زندانیان خارجی می شود؟
چرا زندانیان خارجی هر روز شاد تر و چاقتر می شوند و زندانیان ایرانی هر روز بیمارتر و رنجور تر؟
چرا جاسوسان ایرانی با گل وشیرینی و کت و شلوار بدرقه می شوند و اسیران وطنی با وثیقه های میلیونی؟
چرا جاسوسان حق دیدن خانواده را دارند اما روشنفکران ایرانی ماهها در انفرادی قرنطینه می شوند؟
چرا متجاوزان خاک ایران شاد و سر زنده با هواپیمای اختصاصی بدرقه می شوند و اسیران ایرانی غریبانه به خاک سپرده می شوند؟
چرا جان ایرانی را پست تر از جان خارجی می دانید؟

پشت پرده امیرالمونین احمدی نژاد

چند وقت پیش عکسهای سفر احمدی نژاد به مالی در اینترنت پخش شد که جوانان مالی با لباسهایی که نوشته شده بود "یا امیرالمومنین احمدی نژاد مبارک باد" به استقبالش رفته بودند.
نامه ای که در زیر می خوانید توسط یک پزشک ایرانی ، عضو پزشکان بی مرز در مالی نگاشته شده و در اینترنت منتشر شده است.
با خواندن آن یاد آیه "و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین" افتادم که به راستی معجزه است!

سلام

من يك پزشك جوان ايراني و عضو پزشكان بدون مرز هستم و در حال حاضر در نيجريه مشغول خدمت.

جهت اطلاع، دو هفته قبل قرار بود 3 پرشك ايتاليايي عضو كانون به كشور مالي جهت ماموريت پزشكي اعزام شوند و من با توجه به حس كنجكاوي و با علم به اينكه آقاي احمدي نژاد در اين محدوده زماني قرار است به مالي و نيجريه سفر داشته باشند، از كانون درخواست كردم كه بجاي يكي از آن پزشكان من را به مالي اعزام نمايند و آنها هم به دليل بعد مسافت كمتر من نسبت به آنها اين امر را قبول كردند و من تقريبا 8 روز زودتر از رييس دولت در مالي بودم و براي كارهاي پاسپورت به سفارت مراجعه ميكردم و طي دو سه روز اول مراجعاتم به سفارت ايران در مالي متوجه شدم كه سفارت تي شرتهاي تهيه كرده كه روي آن همان جمله معروف يا اميرالمومنين احمدي نژاد مبارك باد درج شده و روزانه 200 الي 300 نفر جوان مالييايي به سفارت مراجعه كرده و كاركنان سفارت جلساتي را براي آنها گذاشته و در آخر هم يك تي شرت و يك پرچم ايران به آنها اهدا ميكردند كه بعدا متوجه شدم كه اين حوانان را براي استقبال از ريس دولت ما استخدام كرده و حتي براي حضور آنها در مسير حركت ايشان در آن روز برابر با مبلغ 5 الي 15 دلار هم به هر يك پرداخت كرده اند.

بگذريم ، من فقط ميخواهم بگويم كه مردم نيجريه و بخصوص مالي آنقدر در فقر مالي به سر ميبرند كه به جرات مي توانم بگويم 90% آنها حتي از داشتن تلوزيون و رايو محروم هستند و آنقدر در فقر زندگي ميكنند كه فقط هر كسي افراد ده و يا شهر خود را ممكن است بشناسد و حتي بيسترشان دولتمردان خود را نميشناسند چه برسد به اينكه بدانند ايران اصلا چي هست و يا اگر بدانند كه يك كشور است ولي فكر ميكنند كشوري در افريقا يا آمريكايي جنوبي بايد باشد! اين مطلب را دقيقا پس از حضور رييس دولتمان در مالي متوجه شدم كه هر جايي كه ايشان ميرفتند من چند ساعت بعد از آدمهايي كه به استقبال ايشان آمده بودند سوال ميكردم كه احمدي نژاد رييس دولت ايران است و آيا ميدانيد كه كشور ايران در كجا واقع شده كه اين جوابهاي بالا را ميشنيدم و فقط يك مورد كه بنظر كمي به سياست علاقه داشت گفت يكي از كشورهاي شوروي سابق است!

خاطره از سفر ايشان به اين دوكشور بسيار دارم كه صجبتهاي وي را وقتي در سايتها خواندم 2 شاخ به اندازه عاج فيل در آوردم! و براي شما به همين حد بسنده ميكنم تا شما نيز حقيقت را دريابيد و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!

ضمنا طي اين دو هفته تا آنجايي كه من تحقيق كردم دولت مالي يك ريال بابت استقبال از رييس دولتمان خرج نكرده است و تمامي مخارج به عهده سفارت ايران بوده جتي بنرهاي خياباني را هم سفارت ايران نصب كرده! و نيز در كل اقامت ايشان در مالي فقط يك بار راديو اين كشور علام كرده كه چنين شخصي به مالي سفر كرده است و تلوزيون آنها اصلا خبري منتشر نكرده چه قبل چه در حين و چه بعد از سفر ايشان. در نيجريه هم كما بيش اوضاع به همين منوال بود

با احترام
دكتر مجيد ا...

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

به یاد فواد صادقی و سایت آینده

سال گذشته که بازار تبلیغات انتخابات گرم بود سایت آینده نیوز که به صراحت از مهندس موسوی حمایت کرده بود و با اخبار دسته اول خود از فتنه گران کودتاچی توانسته بود نام خود را به عنوان رسانه مستقل ایرانیان بر سر زبانها بیندازد.
هر چند سردبیر آن آقای فواد صادقی اصولگرا بود اما به راستی با رسانه های نون به نرخ روز خور مانند الف و تابناک که معلوم شد انتقادات جسته گریخته آنها از دولت نهم فقط سهم خواهی سیاسی است و در روزهای سیاه بعد از کودتا در صف دشمنان ملت قرار گرفتند فرق داشت.
تفاوتی از جنس صداقت ، از جنس سبز .
در ایام پس از انتصابات هم این آینده نیوز بود که اخبار واقعی را به اطلاع مردم می رساند و حقیقتا نقش رسانه روشنگر را در آن بزنگاه تاریکی بر عهده داشت.

شب قبل از 22 بهمن بود که آخرین تیتر رسانه مستقل ایرانیان خود نمایی کرد، بازداشت فواد صادقی و ادامه نیافتن فعالیت سایت آینده نیوز.
21 بهمن را باید روز نابودی استقلال رسانه های ایران نامید.

هنوز هم اطلاع دقیقی از سرنوشت فواد صادقی نیست یا من جایی نخواندم که از این بزرگ مرد رسانه یادی بکنند.

این نوشته تقدیم می شود به تمام سبز اندیشان در بند و اندیشه های آزادیخواه زندانی.